معنی زهد ورزیدن
7 بازدید
[ زُ وَ دَ ] (مص مرکب) پرهیزگاری کردن. پارسائی کردن. ناخواهانی نمودن : همچون پدر بحق تو سخن گوی و زهد ورز زیرا که نیست کار جز این ای پسر مرا. ناصرخسرو. به عشق، مستی و رسوائیم خوش است از آنک نکو نباشد با عشق، زهد ورزیدن.سعدی. رجوع به زهد و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زهد ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر