معنی زهدفروشی
6 بازدید
[ زُ فُ ] (حامص مرکب) عمل زهدفروش : چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد این چه عیب است بدین بی خردی وین چه خطاست باده نوشی که در او روی و ریایی نبود بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست. حافظ. رجوع به زهد و زهدفروش و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زهدفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر