معنی زهدان نهادن
6 بازدید
[ زِ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از عاجز شدن در جنگ و بحث. || مقر شدن و اعتراف نمودن بر سستی و کم فهمی خود. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (رشیدی) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زهدان نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر