معنی زهتاب
7 بازدید
[ زِ ] (نف مرکب) آنکه روده را تابد. از: «زه» +«تاب»، مخفف تابنده، از تافتن. آنکه زه از روده ها برای کمان و جز آن تابد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشتهٔ تافته از رودهٔ گوسفند و حیوانات دیگر است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زهتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر