معنی زهادة
6 بازدید
[ زَ دَ ] (ع مص) بی رغبت شدن. (ترجمان القرآن). زاهد شدن. (تاج المصادر بیهقی). ناخواهانی نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرهیزگاری و رغبت نکردن به دنیا. (آنندراج). و یا آنکه زهادة در امور دنیاست و زهد در امور دین . (ناظم الاطباء).[ زَ دَ ] (ع اِ) مردم متدین و پرهیزگار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زهادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر