معنی زنیة
6 بازدید
[ زِنْ یَ ] (ع اِ) پسین فرزند مرد. (منتهی الارب) (آنندراج). آخرین فرزند شخص. (ناظم الاطباء).[ زِنْ یَ ] (ع اِ) طریقهٔ ارتکاب زنا. (ناظم الاطباء).[ زِنْ / زَنْ یَ ] (ع اِ) ابن زنیة؛ پسر زنا. خلاف ابن رشدة. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). هو ابن زنیة؛ او فرزند زنا است. و کذلک هو ولد لزنیة، خلاف قولهم لرشدة. و نیز می گویند: هو ابن زنیة و هو ولد لزنیة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زنیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر