معنی زنگ زدودن
5 بازدید
[ زَ زِ / زُ دَ ] (مص مرکب) برطرف کردن زنگ و کدورت. جلا دادن. پاک و درخشان کردن : دانش آموز و بخت را منگر از دلت بخت کی زداید زنگ.ناصرخسرو. سخن را تا نداری صاف و بی رنگ ز دلها کی زداید زنگ و زنگار.ناصرخسرو. دیار مشرق و مغرب مگیر و جنگ مجوی دلی بدست کن و زنگ خاطری بزدای. سعدی.
کلمات همقافیه با «زنگ زدودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر