معنی زنگ دندان
4 بازدید
[ زَ گِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) حفر. قلح. زردی دندان و تباهی آن. و آن قشری است که بر روی عاج دندانها تشکیل می یابد و موجب فساد دندانها میگردد. - زنگ دندان نشستن، یا زنگ دندان بودن؛ یعنی سخت ناشتا بودن: «بچه ها تا ظهر زنگ دندان نشستند»؛ یعنی هیچ نخوردند. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زنگ دندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر