معنی زنگیدارو
6 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) دوایی است که آنرا به عربی عقربان خوانند و آن بیخ کبر رومی است و بعضی گویند حشیشة الطحال باشد و آن را حشیشة الدودیة نیز گفته اند و به یونانی اسقولوقندریون خوانند. (برهان). نباتی است بی ساق و خوشه و ثمر، غالباً در سنگلاخها روید و برگ آن شبیه است به برگ بسفایج و طرف اسفل برگ آن سرخ رنگ است و صاحب مخزن و تحفه خواص آن را نوشته گرم و خشک دانند و زایل کنندهٔ سپرز است و اهل اندلس افریان خوانند و در مصر مشهور به کف النبر است و در شیراز آن را زنگی دارو خوانند. (انجمن آرا) (آنندراج). برگ حشیشة الطحال. (ناظم الاطباء). گیاهی است از ردهٔ سرخس ها جزو تیرهٔ بس پایکها و آن نباتی است پایا و دارای ریزوم کوتاه و نامنظم و برگهایی به درازای ۲۰ تا ۴۰ سانتیمتر و به پهنای ۴ تا ۵ سانتیمتر با دمبرگ کوتاه و پوشیده از کرک. این گیاه در کنارهٔ چشمه ها و دیوارهٔ چاهها و اماکن سایه دار می روید و قسمت مورد استفاده، برگهای آن است که بویی به نسبت مطبوع و طعمی ملایم دارد. ساقهٔ زیرین آن ضخیم است و در تداوی به عنوان قابض و مدر بکار می رود. حشیشةالطحال. حشیشةالدود. اسقولوفندریون. قرقازایاغی. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص ۱۷۰ و کارآموزی داروسازی ص ۱۸۹ شود.
کلمات همقافیه با «زنگیدارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر