معنی زنگیانه
7 بازدید
[ زَ گیا نَ / نِ ] (ص نسبی) مقابل رومیانه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سیاه و مجعد در صفت زلف و سیاه در صفت خال : اگرچه موی بودش زنگیانه چنان چون بود چشمش جادوانه. (ویس و رامین). خاقانی است هندوی آن هندوانه زلف و آن زنگیانه خال سیاه مدورش.خاقانی. رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال و آن کمان ابروانش بین که باشد پرعتیب. سعدی. رجوع به زنگ و زنگی شود.
کلمات همقافیه با «زنگیانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر