معنی زنگنه
6 بازدید
[ زَ گَ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۱۵۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ زَ گَ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان کمازان شهرستان ملایر است که ۱۶۸۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ زَ گَ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان کلیائی است که در بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۱۹۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ زَ گَ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان شش ده قره بلاغ است که در بخش مرکزی شهرستان فسا واقع است و ۳۵۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ زَ گَ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان شاپور است که در بخش مرکزی شهرستان کازرون واقع است و ۲۹۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ زَ گَ نِ ] (اِخ) دهی از دهستان تراکمه است که در بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع است و ۲۳۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). ... زنگنهٔ دشتستان، ناحیهٔ مشرقی بوشهر است. در زمان دولت سلاطین صفویه طاب ثراهم طایفهٔ زنگنه از ایلات کرمانشاهان بفارس آمده در این ناحیه توطن نمودند. درازی آن از بوالفریس تا آبادی نزدیک به سه فرسخ و پهنای آن از نیم فرسخ نگذرد. محصول آن گندم و جو دیمی است و هندوانهٔ دیمی نیز دارند، و از کاوچاه هندوانه، خیار و خیارچنبر بعمل بیاورند و شکار این ناحیه آهو است و قصبهٔ آن قریهٔ سمل است نزدیک به صد و پنجاه خانه دارد هفت فرسنگ از بوشهر و سی و هشت فرسنگ از شیراز دور افتاده است و این ناحیه مشتمل است بر چهار قریهٔ آباد. (از فارسنامهٔ ناصری گفتار دوم ص ۲۰۸).[ زَ گَ نِ ] (اِخ) نام طایفه ای. (ناظم الاطباء). طایفه ای از ایلات کرد ایران و همچنین تیره هایی از طوایف کیومرسی ایل چهار لنگ بختیاری ونوئی و جانکی. رجوع به جغرافیایی سیاسی کیهان ص ۶۰، ۷۶، ۸۹ و مجمل التواریخ گلستانه شود.
کلمات همقافیه با «زنگنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر