معنی زنگآلوده
7 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) زنگ زده. ریم گرفته: دثور؛ زنگ آلوده گردیدن شمشیر. (منتهی الارب). مقابل شفاف و پاک. کدر و آلوده به زنگار و ریم : جان زنگ آلوده در صدرش به صیقل داده ام زان چنان ریم آهنی تیغ یمان آورده ام. خاقانی. و رجوع به زنگ و زنگار شود.
کلمات همقافیه با «زنگآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر