معنی زنکلاجو
7 بازدید
[ ] (اِ) زردآلوی نرسیده و ترش است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): بدیدارت چنانم آرزومند که بسطامی به آش زنکلاجو. (از جنگی خطی، یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زنکلاجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر