معنی زنچک
6 بازدید
[ زَ چَ ] (اِ مرکب) قحبه. زن فاحشه. (آنندراج). زن فاحشه و روسپی. زن ناپارسا و ناپاک. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زنچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر