معنی زنوییدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص) بمعنی زنویه است که ناله و مویه و زوزه کردن سگ باشد. (برهان). ناله کردن سگ. (فرهنگ رشیدی). ناله کردن سگ. زوزه کشیدن سگ. (فرهنگ فارسی معین). زنویه. (آنندراج). زوزه کشیدن سگ. (ناظم الاطباء): هریر؛ زنوییدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || مویه و ناله کردن. || ولوله کردن. || شخولیدن. (ناظم الاطباء). رجوع به زنویه شود.
کلمات همقافیه با «زنوییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر