معنی زنوج
6 بازدید
[ زُ ] (ع اِ) جِ زنج. (ناظم الاطباء) (آنندراج). زنگ که گروهی است از سیاهان. (آنندراج). || گروهی از لشکریان سلطان مصر: ... گروهی را زنوج می گفتند، ایشان همه به شمشیر جنگ کنند و بس. گفتند ایشان سی هزار مردند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۶۰).
کلمات همقافیه با «زنوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر