معنی زنوب
21 بازدید
[ زِ نُبْ ] (اِخ) ملکهٔ سوریه (پالمیر) و همسر اذینه امیر عرب که بر سوریه و قسمت عمدهٔ ایالات رومی آسیای قدامی تسلط داشت و از طرف قیصر روم به لقب امپراتوری نائل شده بود. زنوب یا زنوبی یا زنوبیا یا بث زبینه، پس از قتل شوی خود به اتفاق پسرش زمام حکومت را بدست گرفت و در دوران حکومت کوتاهش پالمیر مرکز شرق شد. و در سال ۲۷۳ م. در جنگ با رومیان شکست خورد و اسیر گردید. رجوع به ایران در زمان ساسانیان و یشتها ج ۱ ص ۴۱۲ و لاروس شود.
کلمات همقافیه با «زنوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر