معنی زنن
21 بازدید
[ زَ نَ ] (ع ص) ماء زنن؛ آب کم و تنک و کذا میاه زنن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چاه که در وی آب هست یا نه معلوم نباشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). چاهی که معلوم نباشد در وی آب هست و یا نیست. (ناظم الاطباء).[ زِ نُ ] (اِخ) رجوع به زنون شود.
کلمات همقافیه با «زنن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نن» برای سرودن شعر