معنی زنقة
6 بازدید
[ زَ نَ قَ ] (ع اِ) کوچهٔ باریک تنگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). کوچهٔ باریک تنگ و خیابان تنگ مابین راسته های خرمابنان. (ناظم الاطباء): قال المولوی سید عصمت اللََّه فی شرح خلاصة الحساب، الزنقة الانحراف. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: و صاحب الصراح لم یذکره بمعنی الانحراف بل بمعنی کوچهٔ باریک تنگ. واللََّه اعلم. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (اصطلاح هندسه) ذوزنقه. شکل رباعی الاضلاعی که دو ضلع آن غیرمساوی و متوازی باشند و آن را شکل شبه منحرف نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به ذوزنقه شود.
کلمات همقافیه با «زنقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر