معنی زنفالجة
7 بازدید
[ زِ لَ جَ ] (معرب، اِ) زِنفیلَجَة. زَنفَلیجَة. زنبیل. معرب است. (منتهی الارب). جامه دان و صندوقی که در آن جامه ها گذارند. (ناظم الاطباء). زِنفَلَجَة. توشه دان و آن ظرفی است ادوات شبانان را. فارسی معرب است. (از اقرب الموارد). مأخوذ از زنبیلهٔ فارسی. (ناظم الاطباء). رجوع به المعرب جوالیقی ص ۱۷۰ شود.
کلمات همقافیه با «زنفالجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر