معنی زندیک
7 بازدید
[ زَ ] (ص، اِ) شخصی را گویند که به اوامر و نواهی کتاب زند و پازند عمل نماید و معرب آن زندیق است. (برهان) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری) (انجمن آرا) (آنندراج). و عرب این قوم را مجوس نام نهاده اند... (انجمن آرا) (از آنندراج). در پهلوی «زندیک» (مانوی)... این کلمه محتملاً بار اول در قرن سوم میلادی در کتیبهٔ «کارتیر»موبدان موبد شاهان ساسانی هرمزد اول و بهرام اول و بهرام دوم در کعبهٔ زرتشت، در نقش رستم نزدیک تخت جمشید آمده و صریحاً بمعنی «مانوی، فاسدالعقیده» استعمال شده... ظاهراً این لغت از «زنده»اوستای مشتق می باشد که دو بار (یسنا ۶۱ بند ۳، وندیداد ۱۸ بند ۵۳ -۵۵) در اوستا آمده، هرچند ریشهٔ آن معلوم نیست، اما در دو موضع مذکور در ردیف گناهکارانی، چون راهزن، دزد، جادوگر، پیمان شکن و دروغزن آورده شده. بنابراین «زند» بزهگر و فریفتاری است دشمن دین مزدیسنا و زندیک منسوب به «زند» است با ایک علامت نسبت. مانی که به عقیدهٔ زردشتیان به جادویی و دروغ و فریب خود را پیغمبر خوانده و مدعی مزدیسنا گردید، زندیک (زنده) خوانده شد و بعدها نزد عرب زبانان کلمهٔ زندیق (معرب زندیک) به پیرو مانی و به کسی که مرتد و ملحد و دهری و بیدین و مخالف اسلام می پنداشتند، اطلاق گردید. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به زندیق و دایرة المعارف اسلام شود.
کلمات همقافیه با «زندیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر