معنی زنده گردانیدن
6 بازدید
[ زِ دَ / دِ گَ دَ ] (مص مرکب) حیات بخشیدن. || شفا دادن. (ناظم الاطباء). رجوع به زنده کردن شود.
کلمات همقافیه با «زنده گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر