معنی زندهرزم
7 بازدید
[ زِ دَ / دِ رَ ] (اِخ) نام پهلوانی است تورانی وزیر سهراب بن رستم که رستم به یک مشت کار او را ساخت. (برهان) (آنندراج) (از شرفنامهٔ منیری) (ناظم الاطباء). نام پهلوانی است تورانی. (فرهنگ رشیدی). نام خال سهراب بوده که رستم او را کشته. (از انجمن آرا). او را زند نیز گفته اند. (آنندراج). و او را زنده نیز گویند. (شرفنامهٔ منیری). زنده. (فرهنگ جهانگیری): بدان جایگه خشک شد زنده رزم سر آمد به او روز پیکار و بزم. فردوسی (از آنندراج). چو سهراب را دید بر تخت بزم نشسته بیکدست او زنده رزم. فردوسی (از فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «زندهرزم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زم» برای سرودن شعر