معنی زندهدلی
6 بازدید
[ زِ دَ / دِ دِ ] (حامص مرکب) نشاط. ذکذکة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در بیت زیر ظاهراً بمعنی روشن روانی و معرفت و عاشقی آمده است : جماعتی که نخوردند آب زنده دلی چو تخم سوخته ماندند جاودان در خاک. صائب.
کلمات همقافیه با «زندهدلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر