معنی زندرونین
8 بازدید
[ زَ دَ ] (ص نسبی) مخفف «از اندرونین». از اندرونی. داخلی : و هر آماس خونی، در اندامهای زندرونین افتد از تب خالی نباشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و اصل شریان از ران بسوی قدم فرودآمده است و نخست اندر ران به دو بخش شده است: یکی بسوی بیرون فرودآمده است و یکی بسوی زندرون و زندرونین میل بسوی بیرون دارد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی یادداشت ایضاً). و پوست زندرونی که در سنگدان مرغ خانگی بود، اندر این باب سخت نافع است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زندرونین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر