معنی زندرامش
6 بازدید
[ زَ مِ ] (اِخ) شهرکی است انبوه (به فرغانه در ماوراءالنهر)، با کشت و برز بسیار. (حدود العالم، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زندرامش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر