معنی زنجر
5 بازدید
[ زَ جَ ] (ع اِ) سپیدی که بر ناخن نوجوانان پیدا گردد و فوف نیز گویند. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب). این معنی را ذیل زنجیر و زنجیرة آورده اند. رجوع به همین کلمات شود.[ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل زنجار (زنگار) و همچنین زنجیر آورده است. رجوع به دزی ج ۱ ص ۶۰۶ شود.
کلمات همقافیه با «زنجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر