معنی زنبوط
7 بازدید
[ زَمْ ] (ع اِ) زنبور سرخ. زنبور. ج، زنابیط. رجوع به زنبور شود. || نوعی از گل کلم ایتالیا، یا جوانه های کوچک کلم. (از دزی ج ۱ ص ۶۰۵).
کلمات همقافیه با «زنبوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر