معنی زنان

معنی واژه زنان

6 بازدید
[ زَ ] (نف) (از: «زن»، زننده +«آن»، علامت جمع): فردا خانهٔ فلان به «سینه زنان» ناهار میدهند. امروز تیغ زنان محلهٔ فلان در فلان بقعه جمع می شوند. || (از: «زن»، زننده +«آن»، (پسوند بیان حالت). در حال زدن در حال نواختن و اغلب بصورت قید مرکب آید: نشستی کنون در دژی چون زنان پر از خون دل و، دست بر سر زنان. فردوسی. برآمد خروش و بیامد سپاه تبیره زنان برگرفتند راه.فردوسی. معشوقه خراباتی و مطرب باید تا نیم شبان زنان و کوبان آید.عنصری. برجهید از جای و انگشتک زنان گه غزلگویان و گه نوحه کنان.مولوی. به فریاد از ایشان برآمد خروش طپانچه زنان بر سر و روی و دوش. سعدی (بوستان). تو خنده زنان چو شمع و خلقی پروانه صفت در احتراقت.سعدی. مرغان چمن نعره زنان دیدم و گریان زین غنچه که از طرف چمن زار برآمد. سعدی. شمع وش پیش رخ شاهد یار دمبدم شعله زنان می سوزم.سعدی. رجوع به ترکیبهای انگشتک زنان، تبیره زنان، خنده زنان، دست بر سر زنان، شعله زنان، طپانچه زنان، طعنه زنان، عنان زنان، فریادزنان، لبخنده زنان، نعره زنان، نفس زنان و جز اینها شود.
[ زَ ] (ع ص) ظل زنان؛ سایهٔ کوتاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید