معنی واژه زناف
6 بازدید
[ ] (اِ مرکب) شاید از «زن» بمعنی زننده و «آف» بمعنی آب باشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و زمینهای ترابنده که به زبان خوارزم زناف گویند و بخار پالیزه های تره چون کرنب و سیر و باقلی و مانند آن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً). و هوا نیک صافی باشد که هیچ چیز غریب با وی آمیخته نباشد چون بخارها و دریاها و آبدانها و خندق ها و بیشه ها و زمینهای ترابنده که بزبان خوارزم زناف گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی سطر ششم از باب سیم از گفتار نخستین از کتاب سوم از بخش نخستین اندرشناختن هوای نیک و هوای معتدل، یادداشت ایضاً).