معنی زمکی
5 بازدید
[ زِ مِ کْ کا ] (ع اِ) دمغزهٔ جانور پرنده یا تمامی دم آن یا بن دم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). در شرح نصاب بمعنی دم مرغ و در شرحی بمعنی بیخ دم طائر نوشته و در منتخب محل روئیدن دم مرغ. (آنندراج). زِمِجّی ََ. رجوع به همین کلمه و زِمِک شود.
کلمات همقافیه با «زمکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر