معنی زموده
6 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (ن مف) نقش و نگار کرده. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || زردوزی شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زموده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر