معنی زمو
8 بازدید
[ زُ / زَ ] (اِ) این لغت از اضداد است بمعنی گِل تر و خشک هر دو آمده است که به عربی طین گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء) (از شرفنامهٔ منیری) (از فرهنگ جهانگیری). در مؤید بمعنی گل تر و خشک آمده و در فرهنگ به این معنی به فتح زا آورده و گفته که این لغت از اضداد است. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج).[ زُ ] (اِ) سقف خانه باشد که آنرا از چوب و علف و گل پوشیده باشد و آن را به عربی غَمی ََ خوانند. (برهان) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || خاکی که در روی سقف خانه می ریزند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر