معنی زملکان
8 بازدید
[ زَ لَ / زِ لِ ] (اِخ) دهی است به دمشق. (منتهی الارب) (از انساب سمعانی) (از لباب الانساب). و از آن ده است شیخ الشیوخ ابوالمعالی. (منتهی الارب). || قریه ای است در بلخ. (از انساب سمعانی) (از لباب الانساب). صحرائی است بعید اطراف، به بلخ. (منتهی الارب). نام صحرائی به اطراف بلخ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زملکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر