معنی زمع

معنی زمع

5 بازدید
[ زَ مَ ] (ع مص) زائد شدن انگشت از معتاد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || سرگشته و بی خود شدن از ترس، عام است. (منتهی الارب) (آنندراج). سرگشته شدن و ترسیدن. (شرح قاموس). سرگشته و آشفته شدن از ترس و دهشت داشتن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). لرزیدن از بیم. (زوزنی). لرزه در اندام افتادن. || ترسیدن و بیم داشتن. (ناظم الاطباء). || (ص، اِ) مردم فرومایه. || موی دراز بر تندی پاشنهٔ اسب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || توجبهٔ سست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سیل ضعیف. (از اقرب الموارد). سیل خرد. (شرح قاموس). || لرزه مانندی که بمردم عارض شود. || گره های جای برآمدن خوشهٔ انگور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرد رسا در امور و ثابت عزم بر کاری. || ترس. بیم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِمص) افزونی در انگشتان. (از اقرب الموارد). رجوع به معنی اول شود.
[ زَ مِ ] (ع ص) آنکه در وقت خشم کمیز یا اشک آیدش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
[ زَ مَ ] (ع اِ) جِ زَمَعَة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به زمعة شود.
[ زُمْ مَ ] (ع ص، اِ) زنبور بی نیش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنکه در حاجت خود چست نباشد. (منتهی الارب) (آنندراج). کسی است که سبک نمی شود از برای نیاز و حاجت. (شرح قاموس) (از اقرب الموارد). کسی که در حاجت خود سست نباشد. (ناظم الاطباء).
[ زُ ] (ع ص) جِ ازمع و زمعاء. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «زمع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید