معنی زمره

معنی زمره

8 بازدید
[ زُ رَ / رِ ] (از ع، اِ) گروه. جماعت. دسته. (از فرهنگ فارسی معین). مأخوذ از تازی گروه. جمعیت. (ناظم الاطباء): هرکه همت او برای طعمه است در زمرهٔ بهائم معدود گردد. (کلیله و دمنه). تا یافتم سعادت و تشریف از نجم مسعودم و مشرف در زمرهٔ کرام.سوزنی. عالم است از صف عباداللََّه جاهل از زمرهٔ هم الکفره است.خاقانی. گرچه ز ملوک عهد بودی در زمرهٔ اصفیات جویم.خاقانی. بعد از مدتی همه آزاد و مطلق گردانید و در زمرهٔ مستخدمان دولت به دربار هند فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۰۶). با یکدیگر می گفتند این طایفه از جنس انس و زمرهٔ بشرند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۱۱). بسبب مناسبت شباب در زمرهٔ اتراب و اصحاب او منتظم گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۴۳۵). همچنین در زمرهٔ توانگران شاکرند و کفور. (گلستان). و در زمرهٔ صاحبدلان متجلی نشود. (گلستان). خردمندی را که در زمرهٔ اوباش سخن صورت نبندد، شگفت نیست. (گلستان). || سپاه. لشکر. (ناظم الاطباء). - زمره ای از آن؛ بعضی از آن. (ناظم الاطباء). - زمره به زمره؛ طایفه به طایفه. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «زمره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید