معنی زمر

معنی زمر

7 بازدید
[ زَ ] (ع مص) نای زدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نی نواختن. (غیاث): راه تظاهر به خمر و زمر و محظورات شرع بربست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۳۹). عاشق میدان و اسب و پای نه عاشق زمر و لب و سرنای نه.مولوی. چنان از خمر و زمر و نای و ناقوس نمی ترسم که از زهد ریایی.سعدی. رجوع به دزی شود. || پُر کردن مشک را. || فاش و آشکار کردن حدیث. || برآغالانیدن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ زَ مَ ] (ع مص) تنک موی شدن. (تاج المصادر بیهقی). کم موی شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). اندک مو شدن. (غیاث). || کم مروت گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اندک مروت شدن. (غیاث).
[ زَ مِ ] (ع ص) کم موی و کم پشم. || کم مروت. || مرد نیکوروی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نی نواز و این قلیل است و اکثر زَمّار. (از اقرب الموارد). || حَسَن. یقال: «غناء زَمِر»؛ ای حَسَن. (ثعلب) (اقرب الموارد).
[ زُ مَ ] (ع اِ) جِ زمرة. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (ترجمان القرآن) (دهار). گروههای متفرق از مردم. (غیاث):{/B...زُمَراً حَتََّی إِذََا جََاؤُهََا فُتِحَتْ ۷-۱۱۳۹:۷۱/} {/Bأَبْوََابُهََا...۱۲-۱۲۳۹:۷۱/}(قرآن ۳۹/۷۱). رجوع به زمرة شود.
[ زِمْ مِ ] (ع ص) سخت. درشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ زَ / زَ مَ ] (ع اِ) صوت. ج، زمور. (اقرب الموارد).
[ زُ مَ ] (اِخ) نام سورهٔ قرآن. (غیاث). سورهٔ سی و نهم از قرآن. مکیه و آن هفتاد و پنج آیت است، پس از «ص» و پیش از «مؤمن» و اول آن تنزیل الکتاب من اللََّه العزیز الحکیم.

کلمات هم‌قافیه با «زمر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید