معنی زمانسیر
6 بازدید
[ زَ سَ ] (ص مرکب) کنایه از سریع السیر است. (آنندراج). مسافر شتاب زده و تندرو. (ناظم الاطباء): سبکسارند چرخ و انجم از عزم زمان سیرش گرانبارند گاو و ماهی از حلم زمین سنگش. اثیرالدین اخسیکتی (از آنندراج). رجوع به زمان و زمانهٔ گردش شود.
کلمات همقافیه با «زمانسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر