معنی زمامداری
6 بازدید
[ زِ ] (حامص مرکب) پیشوایی قوم. || سیاستمداری. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زمامداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر