معنی زل زدن
6 بازدید
[ زُ زَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، با چشمی ثابت و بی حرکت به چیزی دیدن. بِربِر نگاه کردن. زُل کردن چشم. زُل زُل به چشم کسی دیدن. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زل زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر