معنی زلیفن

معنی زلیفن

7 بازدید
[ زِ / زَ فَ ] (اِ) تهدید بود یعنی ترسانیدن. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۶۰). تهدید کردن. ترسانیدن. (برهان) (آنندراج). تهدید و تخویف و سبب ترسیدن شدن. (ناظم الاطباء). ترسانیدن. (شرفنامهٔ منیری). تهدید. بیم کردن. (اوبهی). تهدید. (فرهنگ رشیدی). - زلیفن بستن؛ کینه کشیدن. انتقام گرفتن. (فرهنگ فارسی معین). - زلیفن کردن؛ تهدید کردن. تحذیر کردن : سیاست کردنش بهتر سیاست زلیفن کردنش بهتر زلفین.منوچهری. کرده ست ایزد زلیفنت به قران در عذر بیفتاد از آنکه کرد زلفین.ناصرخسرو. || ترسیدن. بیم کردن. (برهان) (آنندراج). ترس و بیم. (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). ترسیدن. (اوبهی): از لب تو مر مرا هزار امید است وز سر زلفت مرا هزار زلیفن . فرخی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۶۰). || کینه و انتقام. (برهان) (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء) (آنندراج). انتقام. (فرهنگ رشیدی). || چرخی را نیز گویند که بدان پنبه دانه را از پنبه جدا کنند. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج): سلیمان در غضب شد گویی از باد که بستش دست و پا اندر زلیفن. داود شیرازی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «زلیفن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید