معنی زلیف
7 بازدید
[ زَ ] (ع ص) پیش درآینده از جایی به جایی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زَ ] (اِ) ترس و وهم. (برهان). ترس و بیم. (فرهنگ جهانگیری). ترس. بیم. هول. هراس. (ناظم الاطباء). زلیفن. (فرهنگ فارسی معین). بمعنی بیم و تهدید و انتقام و آن را زلیفن به اضافهٔ نون در آخر نیز گفته اند، چنانکه پاداش، پاداشن، گذارش، گذارشن، ریم، ریمن، رنج و رنجن... (انجمن آرا) (آنندراج). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زلیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر