معنی زلنفح
6 بازدید
[ زَ لَ فَ ] (ع ص) مرد بدخوی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). محصّف زلنقح. (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زلنفح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فح» برای سرودن شعر