معنی زلقوم
6 بازدید
[ زُ ] (ع اِ) خشکنای گلو. (منتهی الارب) (آنندراج). حلقوم و خشکنای گلو. (ناظم الاطباء). حلقوم. (از ذیل اقرب الموارد). || زنخ و چانه. (ناظم الاطباء). بینی و پوزهٔ سگ و جانوران درنده. ابن اعرابی گوید: زلقوم الفیل؛ خرطوم آن. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زلقوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر