معنی زلفة
7 بازدید
[ زُ فَ ] (ع اِ) کاسه و پنگان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کرانهٔ چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نزدیکی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد):{/B فَلَمََّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ قِیلَ هََذَا اَلَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ . ۱-۱۴۶۷:۲۷/}(قرآن ۶۷/۲۷). معنی آیه؛ پس چون ببینند آن نزدیک، بد شود چهره های آنانکه کافر شدند و گفته شود: این است آنچه بودید آن را میخواستید (این است آنچه را که میخواستید). و بنابراین زلفة در این آیه بمعنی نزدیک است. || منزلت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پاره ای از شب یا از اول شب. (ترجمان القرآن). پاره ای از شب یا از اول شب. (دهار). ج، زُلَف، زُلَفات، زُلُفات، زُلْفات. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زلف شود.[ زَ لَ فَ ] (ع اِ) حوض پرآب. ج، زَلَف. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جای گرد آمدن آب باران پرآب. (منتهی الارب) (آنندراج). جای گرد آمدن آب باران که پر باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کاسهٔ بزرگ و پنگان سبز. || صدفة. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || کاسهٔ نزدیک تک. || کرانهٔ کوه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || سنگ هموار و تابان. || زمین درشت. || زمین روفته. || جای برابر و هموار از کوه نرم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زن یا روی آن . || مرغزار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). روضه. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «زلفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر