معنی زلبة
7 بازدید
[ زُ بَ ] (ع اِ) تیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || لقمه. (اقرب الموارد). || لبلاب سپید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زلبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر