معنی زفن
7 بازدید
[ زَ ] (ع مص) پای کوفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پای کوفتن و رقص نمودن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || به بازی داشتن کودک را و رقصانیدن آن. || رقص و بازی کردن به سلاح. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ زِ ] (ع اِ) سایه پوش که بر بامها سازند تا از حرارت ابخره و نمی آن نگه دارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). سایه پوشی که بر بامها سازند تا مانع از حرارت ابخره و رطوبت دریا گردد. (ناظم الاطباء). || بوریامانندی که از شاخ های بی برگ خرما بافته باشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زفن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فن» برای سرودن شعر