معنی زفزفة
7 بازدید
[ زَ زَ فَ ] (ع مص) افکندن مرغ خود را بر زمین یا گستردن هر دو بازو را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || جنبانیدن باد کاه خشک را. (زوزنی). جنبانیدن باد گیاه را. || بانگ کردن باد در گیاه و درخت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سخت وزیدن باد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِ) آواز جنبش لشکر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زفزفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر