معنی زفرین
4 بازدید
[ زُ ] (اِ) آن آهن که بر درها زنند و حلقه در آن افکنند و قفل کنند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۶۳). بر وزن و معنی زرفین است و آن حلقه ای باشد که بر چهارچوب در نصب کنند. (برهان) (آنندراج). زوفرین. زوفلین. زولفین. زلفین. زورفین. زرفین. رزه که چفت بدان اندازند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): مثل من بود بدین اندر مثل زفرین آهنین و در. عنصری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۶۴). مردمان برخاستند اندر قصر یعقوبی و انگشت به زفرین اندرکرده بود... دیگر روز هم آنجا بنشست باز انگشت سخت کرده بود به زفرین. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «زفرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر