معنی زفرة
5 بازدید
[ زَ رَ / زُ رَ ] (ع مص) دم برآوردن. || بانگ کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) دم سرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || متنفس. صاحب دم.(منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زَ رَ ] (ع اِ) میانهٔ چیز و میان اسب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). میانهٔ هر چیز. (از اقرب الموارد).[ زَ رَ ] (ع اِ) دخول نفس. ج، زفرات. و گاه در شعر زفرات به سکون فاء گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به زفرات شود.
کلمات همقافیه با «زفرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر